الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

205

تفسير مجمع البيان (فارسى)

فرزند كرده‌اند ! سزاوار نيست كه خداوند فرزندى داشته باشد . قرائت : تكاد السماوات يتفطرن : در اين سوره و در سورهء علق ، برخى از قراء فعل اول را بتاء و دومى را بياء و برخى هر دو را بياء خوانده‌اند . برخى هم در هر دو جا « تكاد . . . ينفطرن » خوانده‌اند . برخى هم در اينجا به همين صورت و در آنجا « تكاد يتفطرن » خوانده‌اند . انفطار ، مطاوعهء فطر و تفطر مطاوعهء تفطير است . گويا در اينجا باب تفعل مناسبتر است ، زيرا همراه با مبالغه است . گويند : مقصود اين است كه آسمانها مىخواهند بشكافند ، نه اينكه شكافته مىشوند . لغت : از : بجنبش در آوردن . وفد : جمع وافد . كسانى كه بجايى رهسپار شده‌اند . سوق : راندن . ورد : جماعتى كه به آب مىرسند . اد : كار بزرگ . شاعر گويد : لقد لقى الاعداء منى نكرا * داهية دهياء ادا امرا يعنى : دشمنان : از من ، كارهاى بزرگ و دشوار ديده‌اند . انفطار : شكافتن . هد : ويران شدن با صداى شديد . اعراب : تؤزهم : جملهء حاليه . نعد : مفعول اين فعل حذف شده است . يعنى : « نعد اعمالهم » و يَوْمَ نَحْشُرُ ظرف « نعد » است . وفدا : حال از « المتقين » و همچنين « وردا » كه حال است از « المجرمين » .